تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگويم؟

دو شعر تازه از تقی خاوری و نقدی نظری بر آن

 

 دو شعر تازه از تقی خاوری و نقدی نظری بر آن

نوشته : محمد مهدی حسنی

 

 

آنها که تقی خاوری را می شناسند می دانند، بیشترشعرهای او رنگ و بوی خود را از طبیعت می گیرد و تصاویر و واژه های شعرش سرشار از عناصر طبیعی به ویژه بهارست و  این سبزی همواره با شعراو عجین است.  

شعرهای خاوری،  بوستانی از حضور دل انگیز و وجد آور نسیم،  غمز و عشوه گل و شیطنت و غلغل بلبل،  رقصیدن و بالیدن پروانه و سرمستی و طراوت سبزه و در یک کلام "زندگی" است.

و دلیل بر صحت این مدعا، دوشعر زیر است که همچون شعر های دیگر او، حال و هوای خراسانی دارد و یاد آور آثارطبع رودکی و کسایی و منوچهری است. این  ویژگی زبان خاوری همراه با دایره وسیع لغات ومضامین تر و تازه (مدرنیته)  فرم شعراو را می سازد.

و اما در باره خود خاوری، ساده زیستی، خوش خلقی، امید واری و شاد زی ی توام با اندیشه نگری ، استغنای طبع و اعتماد به نفس، راستی و درستکاری، میانه روی و تواضع،  بی حسدی، کار و تلاش عمرانه برای سدّ جوع و اراده محکم ، حق جویی و آزادگی او در محاق گواهی قاطبه دوستان عامی و نیزادیب و شاعر اوست

و بی هیچ تردید، شعر خاوری خودش است.

بنظر من یکی از مهمترین خصلت های شعر خوب همین است، چه شعر باید آئینه تمام نمای شاعر باشد، دورغ نگوید و خودش باشد. اگر مدایح و خیلی از قصاید و قطعات حکمی و اخلاقی و  مانند آن بر خواننده و شنونده اثر گذار نیست و از عاطفه تهی ست و بر دل نمی نشیند به خاطر فقدان همین خصیصه است.

هرگاه شادروان نظام وفا - از دیدگاه منفی خاص او که ناشی از دل سوختگی و رنج کشی اش است- ، می گوید: "اگر شعر را بشکافیم از ذرات آن اضطراب روح، هیجان خاطر و اشک چشم و خون دل بدست می آید زیرا شعر سخن دل است باید دل آن را بگوید و دل آن را بفهمد." همین خصیصه را مدّ نظر داشته است.

شاید مضمون خیلی سروده ها، زندگی باشد،  اما خود آن شعر زندگی نیست، بلکه تصویر با فیلمی از زندگی و به دیگر سخن بدل آن است و احساسی که از خواندن این قبیل سروده ها به آدم  دست می دهد،  مانند دیدن تصویری بی تحرک و صامت  در چهار چوب یک قاب بی روح بر دیوار خانه است، که تنها توجه آدم را معطوف به بودن آن می کند، بدون اینکه انسان خود را در درونش ببیند.

بهار در این باره خوب گفته است:

شعر دانی چیست؟  مرواریدی از دریای عقل

هست شاعر آنکسی کاین طرفه مروارید سفت

صنعت و سجع و قوافی هست علم و شعر نیست

ای بسا ناظم که نظمش نیست الا حرف مفت 

شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد زلب              

بـاز در دلها نشینـــد هر کجا گوشی شنفـت

ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت              

 وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت

گفتم شعر خاوری خودش است،  برای اینکه منظور خود را بهتر برسانم،  نگاهی به همین دو شعر تازه او می اندازیم :

در شعر"سلام ای گل" ، ریزش شکوفه  های سفید در کاسه اسفند و سفیدی زدن صبح که رنگ روئیدن دارد  و پرسش از گل تازه رسیده،  حال و هوای بهاری، بازگو می شود، از رنگ ها و آهنگ ها و شدنها می شنویم  که همه،  تداعی کننده شلوغی و رنگارنگی یک مجلس و میهمانی بزرگ است،  جشنی که برای تر و تازه شدن است.

در گوشه ای از این جشن و در میان مدعوین، گل گوکب و سوری (محمدی) ایستاده اند و بلبل بر طرف آنها می چرخد،  دل داده و می گیرد و غلغلش بی هیچ قال، حال است. و در گوشه ای دیگر، غنچه در هیات دختر نورسیده و باکره و خوش پوش،  با دهانی صورتی و تنگ، عشوه می فروشد و بی شک اقاقیا غایب مجلس نخواهد بود و در راه  رسیدن به میهمانی است. موسیقی مجلس،  آواز زیبای بلبل، در دستگاه ماهوراست ( کسانی که با دستگاه ها و نواهای ایرانی اُختند، از ماهور همین حال و هوا را احساس می کنند).

گوته می گوید: "عطیه والائی را که شاعر از طبیعت می گیرد، همانا شرکت در شادی جهانیان است و دست یابی به این قدرت است که خود را به جای سایرین احساس کند ؛ یگانگی و رسوخ موزون و موافق با هزاران چیزهای دیگرکه در بیشتر اوقات خود این چیزها، با هم موافقند"

و ما این تمام این چیزها را در آفرینش میهمانی و بزم بهار خاوری می بینیم و عجبا که در شعر او خاستگاه این جشن بهاری،  آسمانی است.  نمی دانم چرا بی اختیار یاد جشن عروسی می افتم، که بقول عوام،  پیوند عروس و داماد را در آسمان ها بسته اند. اینجا نیز تغییر و تحول روی زمین براساس چرخش ماه است که او هم به نوبه خود،  در مداری سبز قرارش داده اند،  پیوندی آسمانی که آثارش سیر قهقرایی دارد و از لاهوت به نا سوت می آید.

ما سعدی را می ستایم که غزل  را زمینی کرد وفخرالدین اسعد گرگانی را که در ویس و رامین به دور از هیاهوی عشق ها و تمایلات عجیب و غریب عرفانی و آسمانی، عاشق و معشوق معمولی را با تمام خصیصه های یک عشق زمینی به ما  شناساند و همان بعدها سرآغاز رئآلیسم ادبی ما شد. عاشقی که یک انسان است و همه تمایلات خوب و بد را باهم دارد. دوست دارد ولی بی وفایی و خیانت هم می کند.

در شعر خاوری هم با آدمی معمولی و ازسنخ خودمان طرف هستیم.  گاهی د رموقعیت خوشی و مستی وبه هنگام دم،  آدم شک می کند نکند اینهمه خواب و خیال است و گاه با نگاه کردن به میهمانان جشن، توجه اش به خودش معطوف می شود که آیا سر و وضع او برازنده حضور در این جشن پر رنگ و آهنگ است، یا خیر؟

ولی شاعر با تاکید پیش از آن،  بر اینکه وقت غنیمت است و باید روزهای سبز را بر خوان خود فرا خواند، از اینکه جامه رنگین از پر طاووس برای حضور در این جشن بزرگ ندارد،  دلگیر و ناامید نمی شود، چه او طاووس گمان را با خود دارد که آرزو را پرواز می دهد.

و پاسخ او به دُروَند تردید و تشکیک،  یک چیز است: " برای اینکه رنگ این دیدار را ببینی،  باید سعادت آن را داشته باشی، همین.

و عجبا که در غزل "فروردگانی 8" نیز، حال و هوایی  یکسان، جریان دارد .

با شدن شب های دیجور، باران با روشنی و طراوت خود هوای بهاری را می آورد و رنگها (زندگی)  که تا بیش از این در زمهریر ظلمت دل زمین سخت، بندی منتظر بوده اند، با باران بهاری رها می شوند و بهار (یک جهان رنگ) آزادی خود را با شاخ و برگ های رنگین به رخ جهانیان می کشد. در چنین موقعیتی،  لابد بایستی چشم های خواب آلوده نیز باز شود و با دیدن رنگ حقیقت گل،  پیغام دیگر گونه دهد، و پیغام نوشته اش به رنگ سبز، همان برآمدن سنبل ترباشد و روی ها چون گل یاس،  سفید و عطر آگین شود  و لبخندها و غنچه ها یکی گردد.

در این وانفسا شاعر پیر هر چه  می بیند جوانی و شادابی و زندگی است و بهاری که  از نوع دیگرست. و این رنگ رویا برای راوی ( تخلص خاوری) البته واقعیت است.

 یاد کردن خاوری از استاد محمد قهرمان در بیت ماقبل آخر، نشان ازخُلق "قدر استاد نکو دانستن" او به پیروی از بزرگان دین و ادب دارد.

اینک با با پوزش از پر حرفی خود اجازه دهید تا دو شعر تر و تازه خاوری را به دنبال بیاورم:

                                    *** *** ***

 

"سلام ای گل"

 شکوفه ریخت

میان کاسه ای اسفند،  فروردین.

سفیدی زد،  فضای صبح روئیدن

سلام ای گل بگو

از میهمانان رنگین در هوای باغ

بگو از رنگ   از آهنگ

از احوالات بلبل با گل کوکب  گل سوری

و حال غنچه ها را

با دهان صورتی و تنگ

اقاقیا که در راه است

بلبل با فرود و اوج در ماهور می خواند

و این جشنی برای نو شدن و چرخش ماه ست

گردش بر مداری سبز

عجیب از روزهای بهاری رفت یک چندی

کجا تا فرصتی که روزهای سبز را

بر سفره  فراخوانیم

آی !

چگونه بر خیال شادمانی بسته ام باور

که بلبل رفته مهمانی برای خواندن آهنگ

و بر شاخ هلو هم سار چَه چَه می زند سَرمست

مرا هم نیست رنگین جامه از جنس پر طاووس

برای شرکت این جشن رنگارنگ

 دلم خواب ست،  بیداراست؟

که طاووس گمانِ آرزو را می دهد پرواز

ببین ای یار

 سعادت باید آن را تا بیند رنگ این دیدار

                                                     تقی خاوری   رشت - 27/1/88  

                                   *** *** ***

"فروردگانی 8" *  

آمد هوای باران شبهـــــــای دی ســـر آمد

گویی که یک جهان رنگ از خاکها برآمد

این جلوه طبیعت با شاخ و برگ رنگین

از زمهریر ظلمت،  با رنگهــــــا درآمد

چشم تو داد پیغــام،  رنگ حقیقـت گــل

همچون نوشته ای سبز کز سنبل تر آمد

ای روی نو بهاری در جوشش گل و برگ

روی تو چون گل یاس  در چشم و منظر آمد

در منظری پر از گل تو ایستاده بودی

لبخند غنچه وارت از غنچه خوش تر آمد

گفتم بهار آمد با شکل گلْ نگارش

دیدم بهار تازه از نوع دیگر آمد

از دیده ی جوانی    دیدم بروی عالم

رنگ جدید هستی در خط  باور آمد

این چند بیت هستی گر شد سروده از گل

از فن اوستادم در خطّ  دفتر آمد

راوی به واقعیت، دیدست رنگ رویا

درجوشش بهاران رویت چو گل برآمد .

                                                           تقی خاوری -  فروردین 88


* فروردگانی : طبق آئین زرتشتی دراوایل بهار ماهیتی سبز از آسمان به زمین می آید و همان در تن گیاهان می نشیند، این معنی را فروردگانی گویند(خاوری) .  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/30 ساعت 17:56 | لينک ثابت |

آقایان اگر کسی از در نیمه باز خانه شما سرک بکشد، خوب است؟

از دشمنـــان بــرنــد شکایــت  به دوستــان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ (سعدی)

در آخرین مقاله خود  تذکر دادم،  که نوشتن مقالات سیاسی خلاف مشی وبلاگ است و به همین دلیل نوشتن این گونه مقالات را تعطیل می کنیم. 

اما شوک ناشی از شنیدن نحوه شمارش و اعلام آرای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اعتراضات مردمی (حامیان دو نامزد اصلاح طلب) و درگیری پلیس و لباس شخصی ها با آنان،  زخمی و کشته شدن برخی هم وطنان، سوء استفاده اوباش از اختلافات موجود و تخریب اموال عمومی، که این همه به منزله ورود زخم های مهلک بر تن وطن، و بر جان و روح آدمی است، باعث شد که در این چند روز افکارم مخدوش شود و تمرکزی برای نوشتن نداشته باشم. لیکن برخورد دیشب،  بهانه تنظیم این نوشتار شد.

از سویی مدیران انتظامی و امنیتی کشور،  تذکرقانونی دادند، که با تجمّعات بدون مجوز خیابانی برخورد خواهند کرد، و ازسوی دیگر،  برغم حقوق قانونی و اساسی معترضین، وزرات کشور از دادن مجوز به آنان خودداری کرد و نتیجه این همه کوتاهی ها و ندانم کاریها را در اخبار و نیز فیلم های ارسالی گوشی های موبایل و گزارشات خبرنگار رویتر و صدای وسیمای وطنی دیدیم.  

اینجانب در مشهد زندگی می کنم و  شخصاً تاکنون در هیچ تجمعی غیر قانونی شرکت نکرده ام، هرچند اگر آقایان کاندیداهای اصلاح طلب چنین چیزی ( شرکت در در تجمعی قانونی)  را بخواهند، اجابت خواهم کرد، چون این را حق اساسی خود می دانم، که ضمن احترام به هنجارها، و رعایت قانون، اعتراضات مدنی  خود را بیان دارم .

با این همه دیشب  در یکی از کوچه های  فرعی خیابان فلسطین (محل وقوع منزلم)  خودروی شخصی خود را برابر منزلم پارک کرده و درب حیاطم نیمه باز بود. دیدم مامورین نیروی انتظامی که اکثر آنان سرباز و به اقتضای سن باید عذب باشند، در تاریکی شب و به دنبال یافتن منشاء صدای الله اکبر-  که البته حکم یافتن سوزن در انبار کاه را داشت - به منزل اینجانب و همسایه دیگر سرک می کشیدند .

آقایان،  راستی! پلیسی و امنیتی کردن کوچه های فرعی -  که پرنده در آن پر نمی زند - و آمد و شد مامورین،  به بهانه نه چندان موجّه، جز تحریک مردم و دامن زدن به شلوغی و کنش های ضد اجتماعی معنای دیگری هم دارد؟

لوفرض که مردم در چهار دیواری خود الله اکبر میگویند، به پلیس چه ارتباطی دارد،  بر اساس اصل قانونی بودن جرم و مجازات،  کدام  بزه مشهود رخ داده است. که بایستی موجبات دخالت در حریم خصوصی افراد را فراهم آورد.  سرک کشیدن به منازل مردم،  کاری خلاف شرع و قانون و عرف است.

آیا شما خود اجازه می دهید،  کسی در حالی که درب منزل شما نیمه بازست، به حریم امن شما سرک بکشد.

گفتن تکبیر در پشت بام ها آنهم در شب و موقع استراحت مردم البته کاری غیر متعارف است، و اگر همسایگان چنین افرادی شکایتی نمایند، دخالت حکومت، برای رسیدگی به بزه مزاحمت،  ضروری به نظر می رسد، ولی وقتی  شاکی برای فرد تکبیر گو، وجود ندارد و شخص خاصی به عنوان مشتکی عنه معرفی نشده است و همچنین معلوم نیست که از منزل اینجانب این کار صورت گرفته است، دخالت پلیس آنهم به ترتیب پیش گفته با کدام مجوز قانونی و شرعی است ؟

بار دیگر نظر آقایان و مدیران دلسوز نظام اعم از مقامات قضایی، امنیتی و انتظامی را به بند ۶ فرمان 8 ماده ای معمار فقید جمهوری اسلامی، امام ( ره) که در همین وبلاگ نشرو شرح داده شده است، جلب می نمایم.

کلام خود را با سروده سعدی شیرین گفتار آغازیدیم و با گفته فردوسی پاکزاد به پایان می بریم:

گهر چون به آسانی آید به چنگ

به سختی چه ناید تراشید سنگ

مرادی که در صلح گردد تمام

چه باید سوی جنگ دادن لگام


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/26 ساعت 22:40 | لينک ثابت |

به بهانه روز زن – شعری منتشر نشده از دبیری جوان

 

 

به بهانه روز زن

 

 

شعری منتشر نشده از :

                   رضا دبیری جوان

 

 

 

 

بشکند طلسم حیله روباه،

از دراز دستی

          دست ابلیس را کند کوتاه؛

                      تار موی دختران ایرانی.

از روی بام،  طشت نفاق را

                                   بیاندازد،

 از میهن اهورائی

           دیو و دروغ را

                       براندازد

                        های و هوی زنان ایرانی.

 

گرد آفرید عشق

                     میان آتش جهل می سوزد

 تا شیوه رهائی را

                        بر مردان خود بیاموزد

دوزخی را

                    به دمی بهشت می سازد

 

اعجاز خلفت است

               خلق و خوی مادران ایرانی.

                          رضا دبیری جوان - 27/2/86

 


یادآوری :    طرح و تصویر کارتونی از هنرمند گرامی خانم فیروزه مظفری است که در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه 25/3/88 ، ص 23 به صورت سیاه و سفید منتشر شده است و با پوزش از صاحب اثر، افکت های رنگی آن از ماست.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/26 ساعت 11:45 | لينک ثابت |

خوشا مرز ایران عنبر نسیم – یاداشت یک روز مانده به انتخابات

 

 

خوشا مرز ایران عنبر نسیم

                                      (یاداشت یک روز مانده به انتخابات)

نوشته ی محممد مهدی حسنی

 

 

امروز پنجشنبه است و فردا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است. شاید اشاره به چند مطلب بد نباشد.

۱- شهرهای کوچک را نمی دانم، ولی در شهرهای بزرگ از جمله شهر ما مشهد، چند شب است که تا پاسی از شب، جوانان در خیابانهایند. آنها به صورت دسته هایی سواره از ماشین و موتور و يا عابر و تجمّع در تقاطع چهارراهها و خیابانها و میادین و به شیوه هایی مختلف و جدید، به تبلیغ کاندیدای مورد نظر خود پرداختند. تجمّع آنها، بسیار بیشتر از حدّ معمول و البته یک ویژگی داشت، آنان بر خلاف بد اخلاقی ها و درگیری ها و بد گفتن های بعضی مقامات بالای نظام، حرکتی مدنی و خود جوش و آرام را ترتیب دادند، نه کسی زخمی شد، نه جایی تخریب گردید و نه نیاز به باطوم برقی و سپر و کلاه خود و قیافه های خشن و بازداشت بود. پنداری دغدغه آنان برای حفظ نظام و انجام انتخاباتی آبرومند از مدیران رده بالا نظام بیشتر بود .

واقعیت این است که جنب و جوش، پای کوبی و فریاد زدن بی هیچ مزاحمت و تجمعاتی آرام و البته پر بوق و سرو صدا باعث گردید تا هر شب عده ای بیشتر به جمع آنها افزوده شود، ولی هیچ کس ضرر نکرد. شاید خواب برخی در رختخواب، از سرو صدا ها و بوق زدن مختل شد، ولی همان ها وقتی دیدند جوان های آنان نیز داخل همین افراد شلوغند، تحملش کردند.

اینجانب به خاطر طبع آرام خواهی و فرار از شلوغی، کمتر درخیابان پیدایم شد، ولی گذر اجباری از بعضی چهارراهها و خیابان های شلوغ موجب شد، تا جمعیت جوانان و البته سایر گروه سنی جامعه را به چشم خود ببینم. آنچه دیدم تنها حرکتی مدنی، گفتگویی دمکراتیک و گاه طعنه هایی قابل تحمل بود و البته برخورد مناسب و عدم دخالت و سخت گیری نیروی انتظامی، به جوانان یاد داد که بایستی خودشان در درجه اول پلیس جمع شان باشند. آنان خط قرمزها را می دانستند و بهانه و مجالی برای دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی ندادند .

هرچند این تجمعات پی در پی و هر شبه، بعضاً نظم اجتماعی را مختل کرد. مثلاً ترافیک ایجاد شده، برای رهگذران و کسانیکه دغدغه شان فقط فرار از کوچه های فرعی و رسیدن به مقصد بود، ناگوار آمد، ولی همان ها نیز می دانستند که این موضوع بزودی تمام می شود.

به انگيزه شروع آن كاري نداريم ولي در باره تداومش بايد بگويم:  به یکباره جوان ها احساس کردند، که می توانند در خیابانها تجمع کنند، حرف بزنند، شعار دهند و نفسی تازه کنند؛ بنابراین طبیعی است که از این اجازه غیر منتظره حکومت به سر شوق آیند و این تجمع ها تا پاسی از شب ادامه یابد. در صورتیکه این موضوع طبیعی و به روال شود و حضور گاه و بیگاه آنان قبول گردد و کرامت نفس شان رعایت شود، بلاتردید این گونه تجمّع ها سیری عاقلانه تر طی خواهد کرد، به عنوان مثال، یاد خواهند گرفت، که در محل های خاص و در محدوده زمانی معیّن و به طریقی مدنی تر و مفید تر اجتماع کنند، که کم ضرر و مانند آنچه گفتیم، ایجاد ترافیک و سرو صدا و مزاحمت نکنند .

۲– به نظر اینجانب نیروهای امنیتی و نظامی کشورمان به روشني دیدند، بر خلاف بد اخلاقی ها و پرده دری های بعضی از مقامات بالای حکومت، این حرکتها های خود جوش و تجمّع ها هیچ ضرری برای امنیت و نظم آمره کشور به وجود نیاورد و تنها حرکت و تمرینی دمکراسی بود، که گفتگو و شعار را جانشین درگیری لفظی و فیزیکی کرد و احساس کردند که بایستی به جای برخورد با جوانان و مواظبت آنان، مدیران و مقامات سیاسی رده بالایی را تنبّه داده و نصیحت کنند که بر خلاف منافع ملی و نظام، آنها هتاکی کردند، حریم ها را شکستند، برخی اسرار داخل نظام را افشا کردند، ارزش های به جا مانده از امام (ره) و شهدای هشت سال دفاع مقدس را به سخره گرفتند، از رهبری و امام (ره) مایه گذاشتند و در یک کلام از خطّ قرمزها رد شدند .

۳ – به هر حال این چند شب شلوغ نیز تمام شد، امروز و امشب بنابر قاعده اگر ستادهای کاندیداها وظیفه خود را به درستی انجام دهند، بایستی تجمعی نداشته باشیم و فردا مردم با همین شوق و شور به پای صندوق های رای روند و دهمین رئیس جمهور خود را انتخاب کنند .
قاعده بازی معلوم است، دولت و به ویژه وزارت کشور و نیز دستگاههای نظارتی، باید اهتمام داشته باشند تا از دستاورد های این حرکت مدنی و استقبال بی نظیر مردم از انتخابات، حفاظت کنند. بلاشک هر بدخلقی و رفتار متعدّیانه که از آن بوی تقلب و یا تخلف از قوانین به چشم آید و آشکار شود، حرکت ضد مدنی محسوب می شود که به منزله مقابله با حقوق اساسی افراد کشور و نظم آمره جامعه تلقی می شود.
ما باید اجازه دهیم که رئیس جمهور دهم به حق از میان صندوق ها درآید، و از اعمال هرگونه زور و تزویر خودداری کنیم. بلاشک سالم برگزار شدن انتخابات و تسلیم رای مردم بودن خواست رهبری و تمام دلسوزان نظام است .امیدوارم هر کس که به ترتیب پیش گفته انتخاب گردید. در جشن پیروزی او، همه مردم شرکت نمایند، اعم از آنان که به وی، رای داده اند و اعم از کسانی که به حکم دمکراسی، او منتخب شان تلقی می شود...
و این تمرین بی خطر و حضور سبز و سفید و سه رنگ تداوم داشته باشد....


یادآوری :

همانگونه که در بعضی از کامنت های خوانندگان هم اشاره شده است،در این چند وقت، آوردن مقالات و نوشته های سیاسی ما را از خط مشی وبلاگ خارج کرده است. که دلیل آن هم آشکارست، به هر حال تب و تاب انتخابات سراغ همه آمده است. بنابراین اعلام می کنیم، که از امروز به بعد، به همان مشی سابق خود برگردیم. و دیگر مقاله و نوشتار سیاسی نیاوریم  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/21 ساعت 13:17 | لينک ثابت |

چگونگی برخورد با جرایم عفافی (اخفاء یا پرده دری)

چگونگی برخورد با جرایم عفافی

                                      (اخفاء یا پرده دری)

تحلیل فقهی و اجتماعی حریم خصوصی افراد

                           و بررسی بند 6 فرمان 8 ماده ای حضرت امام (ره)

 

یادآوری الحاقی:   این مقاله با کمی افزودگی و الحاق در روزنامه "صدای عدالت" شماره ۲۲۲۱- چهارشنبه ۲۴تیر ماه ۱۳۸۸ ص ۹ نیز انتشار یافته است.

چندی قبل اینجانب در مرحله تجدید نظر،  دفاع از متهم خانمی 21 ساله و شوهر دار را بر عهده داشتم. در این پرونده متعاقب شکایت شوهر زن،  مبنی بر وجود رابطه  نامشروع میان  وی و دیگری،  زن و مرد هر دو،  مورد تعقیب دادسرا قرار گرفتند و سپس در مرحله بدوی رسیدگی،  به استناد ماده 637 قانون  مجازات اسلامی، آندو  به  مجازات شلاق محکوم شدند. در پرونده مزبور برغم انکار متهمین و اینکه ادعا شده بود تمام تماس تلفنی میان آنان و همچنین ارسال پیامک ها،  ناشی از رابطه کاری (درسی و دانشجویی) و نه تلذّذ و شهوترانی بوده است . مع ذالک متهمین مقابل با تحقیقات مفصّل مقامات قضائی و سوال ها و جوابهای مکرر آنها شده بودند که بنظر اینجانب چنین شیوه تحقیق و رسیدگی،  لااقل در جرایم عفافی که موجب هتک حرمت اشخاص و خانواده آنها و تجاوز به حریم خصوصی افراد می شود،  منطبق بر آموزه های شرعی نیست.

بنابراین در لایحه تجدید نظر خواهی خود،  ضمن نقد دلایل و مستندات جمع آوری شده دادسرا علیه موکل،  بر اصل اشاره شده در بالا نیز تکیه و تاکید کردم.  اجازه می خواهد، این قسمت از لایحه خود را عیناً نقل نمایم :

" ..... بهتر از بنده استحضار دارند که اسلام دين رحمت و رأفت و عطوفت است.  و پيغمبر بزرگ اسلام (ص) ٬ پيغمبر رحمت است و خداوند سبحان،  او را رحمت جهانيان قرار داده است (ما ارسلناک الا رحمه للعالمين -  آيه 107 سوره انبيا) و باز بطوريکه ميدانند، رحمت حق تعالي، رحمتي است عام و فراگير  و متجلي و متلالي در وجود مقدس نبوي و شرع انور اقدس  و از اين رحمت عام ، همه افراد اعم از صالح و طالح٬ عابد و فاسق٬ گناهکار و بيگناه بهره مند ميشوند و به همين علت پيغمبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: " قضات، حامل رسالتي هستند، که مي بايست در اجراي آن ، نرمي و ملاطفت و مدارا  پيشه کنند " و مخصوصاً تاکيد فرموده اند: "ادراء الحدود بالشبهات ما استطعتم فان وجدتم لمسلم مخرجا فخلوا سبيله ...".  بر اين اساس هرگاه براي مسلماني،  گريزگاهي از حدود و به تبع آن تعزير در جرايم عفافي  يافت شود، بايد رها گردد،  چه در غير اينصورت،  از محيط عدل، به جانب جور؛ و از رحمت، به شقاوت؛  و از مصلحت، به مفسدت؛  متمايل شده، که بيگمان، اين در شريعت اسلام نيست.  وقتي خداوند از سر رأفت و مهرباني،  سکوت در مواردي چون منکرات و جرائم عفافي را جايز شمرده، پرده دري و بحث و کاوش نبايد بشود و به خصوص کثرت سوال و مقاومت در برابر انکار متهم، چون مستلزم در افتادن وي، به مضايق و مشکلاتست، ناپسند و نهي شده است  و به همين دليل است که اجراء حدود در مورد زنا، مشروط به شرايط و ترتيباتي شده است ، که تقريباً اجتماع آنها - که لازمه اجراي حّد مي شود -   غير ممکن است و از همه مهمتر ،  اختصاصاً و انحصاراً در مورد آن،  قاعده مهم  فقهي (لا انکار بعد الاقرار) بکلي نقض و باطل اعلام شده است.  اين تهاون و تساهل، در کار شريعت ، واقعاً اعجاب انگيز ،  و دليل آنست که : اسلام، دين رافت و تساهل  و سراسر حکمت است و معصومين(ع) در برخورد با اين قبيل جرايم طوري عمل و ارشاد و راهنمائي فرموده اند، که حتي الامکان شرافت و آبروي مسلم  بتارج نرود و در اين موضوعات، پرده دري نشود  و اينگونه معاصي و اعمال بازگو و افشاء نگردد . چه پيغمبر اسلام (ص) فرموده است که ((من براي تکميل فضائل اخلاقي و محو  رذايل برانگيخته شده ام )) ...... "

امّا قضات دادگاه تجدید نظر که انصافاً از قضات مجرب و آگاه دادگستری استان خراسان محسوب می شوند، هرچند بنا به دلایلی -  که شاید در نوشته دیگری کنکاش شود -  رای معترض عنه را نقض و موکل و متهم مرد را از اتهام انتسابی تبرئه کردند،  لیکن در مورد تذکر  پیش گفته بنده، چنین نظر دادند:

" .....  اگر چه مطالب مذکور در لایحه تجدید نظر خواهی جناب آقای حسنی وکیل خانم .... در رابطه با تساهل و تسامح شریعت اسلامی نسبت به جرائم خلاف عفت و تاکید شرع انور بر حفظ آبرو و حیثیت اشخاص و حتی الامکان جلوگیری از اقرار به ارتکابی این چنین جرائم و اصرار بر سوق دادن مرتکب به عدم اقرار به آن و استفاده و استناد به قاعده "درء" و برائت متهم در موارد وجوه تردید و شبهه در .... خویش قابل تامل و اعتناست لیکن از طرف دیگر حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد واجد اهمیت و حرمت بوده و براحتی و سادگی نباید اشخاصی هنجارشکن جرات هتک حرمت و ناموس دیگری را به خود بدهند و جامعه در هر حال به خود اجازه نمی دهد از کنار این جرایم که مستقیماً شرف و ناموس دیگران را هدف قرار می دهد، با بی تفاوتی بگذرد .... (دادرس شعبه 1 دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی - سید محمد شمس    مستشار دادگاه - محمد بخشی نژاد)

به این ترتیب خوانندگان ملاحظه می فرمایند که  قضات محکمه تجدید نظر هر چند گفتار اینجانب را تائید نموده اند، ولی در نهایت با تمسک به استدلالی مخالف بر لزوم کنکاش و انجام تحقیقات کامل در جرایم عفافی نظر داده اند0

با توجه با اینکه حریم خصوصی افراد و میزان دخالت حکومت در این مورد، یک موضوع اجتماعی – اخلاقی مبتلابه جامعه ماست. که  از سویی روحانیون و متولیان فرهنگ و اخلاق جامعه نسیت به آن حساسیت نشان می دهند و  در عین حال به دلیل پیوند مستقیمش با حقوق و آزادیهای اساسی افراد جامعه، همواره مورد گفت و گوی طرفداران حقوق اساسی و حقوق بشر است و حتی در رقابت های انتخاباتی آن دست مایه کاندیدا های اصلاح طلب قرار گرفت؛ از این رو اجازه می خواهد تا با بسط بحث حاضر ، نظر و رائ خود را در این باره اعلام و در معرض نقد دوستان قرار دهم.  

بلاشک انسان معصوم نیست و "حريص علي ما منع» است. او  برغم  دیدن آموزش های دینی و اخلاقی و نیز شنیدن صدای خیرخواهی پیشوایان دینی و ناصحان اجتماعی، مستعد لغزش و در افتادن در گناه است.

گاهی زیاده خواهی و افزون طلبی افراد جامعه، باعث می شود تا گروهی از آنان، عرض، شرف، آبرو و سرمایه های معنوی و اخلاقی جامعه را دست مایه مال اندوزی و کسب درآمد نمایند. اینان با تشکیل باند و خانه های فساد، دلالگی و قوادی،  بی محابا دین و اخلاق و عفت و نظم عمومی را در جامعه مورد تاخت و تاز قرار می دهند.

و نیز گاهی در سطحی پائین تر از گروه قبلی (به لحاظ آثار سوء اجتماعی و اخلاقی)،  برخی جسارت و گستاخی را  به آنجا می رسانند که با انجام  گناه در علن (مرئی و منظر مردم ) منکرات را ترویج و تجاهر به فسق می کنند، مثلاً در ملاء عام به شرب خمر، عربده کشی و تظاهرات مستانه و یا مزاحمت برای نوامیس مردم مبادرت می کنند، بی گمان عمل آنها نظم جامعه و عفت عمومی را خدشه دار می کند و برخورد قهری و قضائی با این قبیل افراد که در علوم معین جزائی از آنان بعنوان مجرم به عادت و سابقه دار و ... نام برده می شود.  لازم و ضروری است، هرچند همان ها نیز انسانند و بایستی از حقوق شهروندی و اساسی برخوردار باشند، لیکن به هرحال،  این دوگروه از بحث ما خروج موضوعی دارند.

آنچه در تمام این مقاله مطمح نظراست،  نوعی از گناه و اثم است که اشخاص معمولی، در خفا (به تنهایی یا در جمعی معدود) و دور از چشم آحاد جامعه و در چهار دیواری و حریم خصوصی مرتکب می شوند، لیکن ندانم کاری و تعصب خشک و برخورد از پاپ کاتولیک تر برخی متولیان نظم  و قضائی کشور باعث می شود تا گناهان در خفای آنان بدون اینکه مخلّ حقوق ثالث و یا باعث برهم زدن نظم عمومی گردد؛  افشا و برملا شود و به این ترتیب اشخاصی که در ظاهر و در اجتماع مورد احترامند، و مردم از گناه حق اللهی و پنهانی آنان بی خبرند، مفتضح و زبانزد می شوند و راهی زندان شده و یا مجازات شلاق و غیر آن را تحمل می کنند . برای بهتر رساندن منظور خود با مثالی ساده بحث را ادامه می دهیم.  

فرض کنید فردی به دلیل فعالیت به جای اجتماعی و کسبی و با داشتن مشاغلی مهم مانند پزشکی، وکالت یا کارشناس رسمی دادگستری یا نویسندگی  یا استاد دانشگاه و یا کاسبی و .... در جامعه مورد احترام است. چنین فردی،  تقوی اجتماعی و درست کاری و صحت عمل ظاهری اش در محاق گواهی قاطبه افراد مرتبط با اوست؛ ولی همین آدم در خفا و یا در جمع محدود مرتکب شرب خمر می شود.  بلاشک عمل خلاف شرع وی که به منزله نافرمانی از امر خداوند تبارک و تعالی و فعل حرام است، دارای آثار مضر محدودی است که تنها گریبانگر خودش یا همان جمع خلاصه  اطرافش را می گیرد و بایستی پادافراه عمل خود را انتظار کشد، حال اگر متولیان قضائی و انتظامی کشور  به امر ورود به چهار دیواری و حریم خصوصی وی و گرفتار کردن و به بند کشیدن چنین فرد یا افرادی حساسیت داشته و آن را رویه خود سازند و یا بر سبیل اتفاق متوجه وقوع بزه پنهانی از ناحیه او شوند و سپس برغم انکار متهم در دادسرا با تمسک به ادله علمی، مانند دمیدن در دستگاه  جدید الاستعمال و یا شاهد و یا حتی در تنگنا قراردادن متهم از طریق بازداشت کردن و بازجویی های پی در پی و اخذ اقرار ، موقعیتی را فراهم آورند که گناه پنهانی این فرد شناخته شده،  آشکار شود و به سبب موقعیت شغلی وی، کار پیش از این پنهانش، دهان به دهان بچرخد؛ بی شک آثار سوء عمل متولیان جامعه که بر خلاق صفت ستّارالعیبوبی کردگاری، خود به جای فاسق نشسته، و  تجاهر به فسق (آشکار کردن گناه ) می کنند، به مراتب از فسق پنهانی مرتکب، بیشترست و جامعه و دین بایستی، برای ندانم کاری آنان هزینه سنگین تری پرداخت کنند.

شاید اولین و مهمترین منشور و قانون پس از انقلاب در این باره،  که تاکید بر حفظ حریم خصوصی افراد جامعه و اخفای لغزش ها و منع پرده دری ها دارد، فرمان هشت ماده اي امام خميني(ره) است، که او به قول سعدی "سایه خداوار"،  "دو خصلت نگهبان ملک و یاور دین" را با هم داشت و بر این باور بود:

یکی که گردن زورآوران به قهر بزن          دوم که از در بیچارگان به لطف درآی

در یند 6 فرمان  مذکور، می خوانیم : 

"هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصيِ كسي،  بدون اذن صاحب آن ها، وارد شود، يا كسي را جلب كند يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتكب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند و يا براي كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري كه از غير به او رسيده ولو براي يك نفر فاش كند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آن ها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبائر بسيار بزرگ است و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آن ها موجب حد شرعي مي باشد."

با دقت در مفاد بند مزبور که  میراث جاودان امام خمینی (ره)  است، می بینیم در منظر وی،  کنکاش کردن گناهان مردم و فاش ساختن اسرار آنان و  ورود به حریم خصوصی شان، بدون اذن صاحب حریم (براي جلب کسی يا به نام كشف جرم و ارتكاب گناه) و همچنین، هرگونه شنود و گوش دادن گفته های ضبط شده افراد به نام كشف جرم ، عملی خلاف شرع و اخلاق حسنه است.

 لیکن مع الاسف اجرای این فرمان، تاکنون مغفول مانده است و حتی برخلاف آن رفتار و رویه شده است، به لحاظ نظری،  تذکر امام (ره) و تاکیدات ما در مقاله حاضر،  بر دو بنیاد استوارست :

الف – اصل منع کنکاش گناهان و لغزش هاي ديگران :

خداوند کریم در سوره حجرات، آيه21 ، فرموده است : "ولاتجسسوا" . صاحب مجمع البيان (ج5،ص731)   تجسس را  کنکاش و جست و جو براي يافتن لغزش معنا كرده است  و با جستجو در  كتاب هاي روايي می بینم که اهمیت این موضوع باعث شده است تا دانشمندان اسلامی به روال فصلي در کتاب های خود گذارند و تحت عناوینی مانند :  "من طلب عثرات المؤمنين" (الكافي، ج2، ص453) یا "ما جاء في النهي عن التجسس" (سنن البيهقي، ج8، ص333)  یا "وجوب ستر الذنوب و تحريم التظاهر بها" (وسائل الشيعة، ج61، ص36 -  آل البيت)  و…. (ر.ك: ميزان الحكمة، ج1، ص193 ـ393 ) روايات وارده را كه در نکوهش و مذمّت تجسس است گردآوري کنند.

از باب تیمن نقل دو حدیث در این باره خالی از لطف نیست :

رسول خدا(ص) فرموده است: " اني لم اُؤمر ان انقب عن قلوب الناس ولا اشق بطونهم " یعنی : " من مأمور نيستم از نهان و پنهان مردم جست و جو كنم."( همان منبع، ش53051)

و امام صادق(ع) فرموده است: "لاتفتش الناس عن اديانهم فتبقي بلا صديق" یعنی : " از مرام و باورهاي مردم جست و جو مكن, تا تنها و بي همراه نماني." (ميزان الحكمة، ج1، ص193).

با نقل حکابتی ادبی - روایی از  کتاب نوادر، ترجمه مُحاضَرات الأدباء و مُحاوَرات الشّعراء و البُلغاء، تالیف: راغب اصفهانی  و ترجمه و تالیف محمّد صالح بن محمّد باقر قزوینی (احمد مجاهد، سروش، ص61 و62) که در كنزالعمال (ج3، ص 808، ش.7288) نیز آمده است، این بخش را به پایان می بریم :

"عمر شبی می گشت، از خانه ای آواز شنود. بر دیوار بالا رفت. مردی دید با زنی شراب می خورد. گفت : یا عدوّالله. گمان داری که خدای پرده تو ندرد و تو بر معصیت مقیم باشی؟ گفت: یا امیر المومنین. شتاب مکن، اگر من خدای را معصیت کردم در یک چی، تو معصیت کردی در سه چیز. خدای تعالی فرموده: "ولا تجسّوا" (قران کریم 49/12: "و جستجو مکنید") و تو تجسس کردی. و فرموده:" و اتو البیوت من ابوابها" (قران کریم 2/189: به خانه ها از درهاشان بیائید.)  و تو بر دیوار بالا شدی . و فرمود: " لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلّموا علی اهلها" (قران کریم 24/27: " در خانه هایی که غیر خانه خودتان هست داخل مشوید تا آنکه دستوری طلبید و بر اهلش سلام کنید." ) و تو بی سلام داخل شدی. عمر گفت: من خطا کردم مرا ببخش. مرد گفت: به شرطی که دیگر از این خطاها نکنی.

ب – منع آشكار نمودن گناهان و لغزش هاي ديگران (تجاهر به فسق و اشاعه فحشاء)

بر عیب تو چون پرده بپوشید خداوند        ظلم است اگر پرده مردم بدرانی (خاقانی)

از گفته های معصومين (ع) چنین بر می آید كه پوشاندن گناه، خود سبب آمرزش آن گناه مى‏شود؛ چنانكه آشكار کردن آن سبب بخشوده نشدن بزه و خوارى گناهكار مى‏گردد و اشخاص اشاعه دهنده گناه حرمتى نداشته و اگر فقيرند، حقوق مالى واجب را نمى‏توان به آنان داد.

خداوند در سوره نور آیه 91 فرماید: "ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب اليم."  محقق انصاري در تفسیر آيه ياد شده مي نويسد: "غرض از آيه صرف انجام كاري است كه به افشا و پخشِ بدي ها بينجامد،  گرچه انگيزه و قصد آن را نيز نداشته باشد." (المكاسب ج3، ص 443)  و هم او کمی بعدتر (ص543) گوید: "و كيف كان فلا اشكال من حيث النقل و العقل في حرمة اذا عنه ما يوجب مهانةالمؤمن, و سقوطه من اعين الناس" یعنی: "ترديدي از جانب نقل و عقل نيست كه پخش و افشاي آن چه سبب خواري مؤمنان و از دست دادن حيثيت اجتماعي آنان مي شود، حرام است." 

در كتاب اصول الكافي در باب ستر الذنوب (ج2،  ص 428)  از رسول خدا (ص) نقل شده است : كه فرمود: "المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة و المذيع بالسيّئة مخذول، و المستتر بها مغفور له." یعنی : "كسى كه عمل نيك خود را پنهان كند پاداش او هفتاد برابر مى‏شود، و كسى كه گناه خود را آشكار كند خوار و ذليل مى‏گردد، و كسى كه آن را بپوشاند (در پنهانى گناه كند) آمرزيده مى‏شود." و در همانجا ( ج2،  ص753) از قول امام صادق(ع) می خوانیم : "اگر آن چه را با چشم ديدي و با گوش شنيدي نسبت به مؤمنان بر زبان آري از كساني خواهي بود كه خداوند درباره آنان وعده عذاب داده است."

 می دانیم که در اخلاق اسلامی یکی از موارد جواز غیبت تجاهر به فسق است، به این معنی که اگر کسی پنهانی فسق و گناه کند، دیگران حق بدگویی و به روی آوردن گناه او را ندارند ولی اگر همین شخص پرده حیا را به کناری نهد و  فعل حرام را در منظر و مرئی مردم مرتکب شود، غیبت او جایزست. در وسايل الشيعه (ج 8، ص604 و 605) می خوانیم : " قال الشيخ الأنصارى فى المكاسب: و قد ورد فى الأخبار المستفيضة جواز غيبة المتجاهر منها قول الصّادق عليه‏السلام: إذا جاهر الفاسق بفسقه فلاحرمة له و لاغيبة." یعنی : " شيخ انصارى، در كتاب مكاسب گوید : در اخبار زيادى وارد شده كه غيبت متجاهر به فسق [و كسى كه آشكارا گناه مى‏كند] جايز است. سپس روايتى را از امام صادق (ع) نقل مى‏ کند كه آن حضرت مى‏فرمايد: «هنگامى كه فاسق و گنهكار گناه خويش را آشكار کند، حرمتى براى او نيست و غيبت او جايز است.

در المصدر (ص 605) نیز آمده است : "و منها قول الباقر عليه‏السلام: ثلاثة ليس لهم حرمة: صاحب هوى مبتدع، و الإمام الجائر، و الفاسق المعلن بفسقه." یعنی : امام باقر (ع)مى‏فرمايد: براى سه دسته از مردم حرمت و احترامى نيست: صاحبان بدعت و هوس رانان، پيشوايان جائر و ستمگر و فاسقانى كه آشكارا بين مردم گناه مى‏كنند."

و بالاخره در كتاب عروة الوثقى، از علاّمه كاشف الغطا نقل شده كه مى‏فرمايد: هيچ يك از حقوق مالى به متجاهر به فسق داده نمى‏شود و هرگز براى او حرمتى نيست. ( أقول: الإعتراف بالذنب عندالناس مذموم و عنداللّه ممدوح و موجب للغفران ففى مستدرك الوسائل عن الصّادق عليه‏السلام قال: إيّاكم أن يسأل أحد منكم ربّه شيئا من حوائج الدنيا و الآخرة حتّى يبدأ بالثناء على اللّه و المدحة له، و الصلاة على النبىّ و آله ثمّ الإعتراف بالذنب و التوبة ثمّ المسألة. -  المستدرك ج 5، ص 216).

به این ترتیب می بینیم که در شرع مقدس و نزد امام (ره) حريم خصوصي همه شهروندان در جامعه مصون است و كارگزاران حكومتي، جز در مواردی که این حریم خصوصی با حقوق سایر اشخاص جامعه و نیز مصالح و نظم و عفت عمومي در تزاحم است، حق ورود به آن را ندارند. و اصولاً به لحاظ برخورد حکومت با افراد خاطی و گناهکار میان دو گروه از گناهانی که یه علت آشکاره بودن، نمود و دامنه سوئ اجتماعی آن غیر قابل اغماض است و گناهان پنهانی و در خفا که مخلّ حقوق دیگران نیست تمایز آشکارست  و چنین تفکیکی را هیچ کس نمی تواند منکر شود. و نمود این تلقی در شعر و نثر فارسی نیز به خوبی دیده می شود چنانکه ابیات گزیده زیر از حافظ بزرگ همین منظور را بیان می کند:

دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر               از در عیش درآ و به ره عیب مپوی

 کمال سر محبت ببین نه نقص گناه                که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

 بیا که رونق این کارخانه کم نشود               به زهد همچو توئی یا به فسق همچو منی

 مکن به چشم حقارت نگاه در من مست         که آبروی شریعت بدین قدر نرود

و شاید وضع بسیاری از قوانین در جامعه ما از قبیل تشکیل دادگاه ویژه روحانیت برای تحقیق و محاکمه روحانیون خاطی، تاکید قانونگذار مبنی بر ممنوعیت بر سپردن تحقیقات مربوط به جرایم عفانی به ضابطین دادگستری و محاکمه مدیران و مسئولین اداری شهرستانها در دادسرا و محاکم مرکز استان و .... ناشی از لزوم رعایت همین اقتضائات باشد .

پیش تر مثال ما در مورد شرب خمر بود، بی گمان  اثر پرده دری و افشاگری در باره جرایم عفانی، نسبت به جرایمی نظیر شرب خمر و غیره دو چندان است زیرا:

 اولاً – چنین جرایمی دو طرف دارد . یعنی لاجرم سوای متهم اصلی، پای متهم دیگری نیز به میدان تحقیق و تعقیب و محکمه کشانده می شود .

ثانیاً – به دلیل حساسیت جامعه نسبت به خط قرمز جرایم عفافی، آثار چنین افشاگریها نه تنها دامن متهمین بلکه دامن جفت آنان و خانواده شان و به ویژه  کودکان مشترک شاکی و متهم را هم می گیرد و اگر به آمار وقوع  چنین جرایمی نگاه کنیم که مع الاسف طرح و عمومی شدن آنها، در سوق مسلمین چهره ای پلشت به جامعه داده است، اهمیت بحث حاضر روشن تر می شود .

راستی را چه منفعتی است آنجا که زن به شوهر خیانت میکند و تجربه نشان داده است، که در اکثر اوقات این بی مهری و لاقیدی و خیانت دو سویه است، جامعه با پرده دری و افشا گناه،  متهم را به اتهام زنا یا دون آن به رجم یا شلاق محکوم می کند، در حالیکه با اجرای دقیق مقررات اسلامی،  امکان جلوگیری از کشف جرم یا اثبات نشدن عمل مجرمانه وی فراهم است و به نوعی، چنین متهمی را محکوم نکرده، عفو  کرده ایم

که مجرم کشته افعال خویش است         چو بوی عفو آید زنده گردد (جواهر الاخلاق)

راستی را چه منفعتی است در این کار، که زنی شوهر دار به اتهام رابطه نامشروع محکوم به شلاق شود و حکم صادر شده در دست زوج او،  تصویر برداری و تکثیر شود و حتی با فرض وقوع طلاق و جدایی، شوهر سابق،  این رای را دست داشته باشد و آن را دستاویزی برای انتفام کورکورانه و بر هم زدن زندگی دوم زوجه کند؟

عجبا که بنا بر رویه جاری،  آرای محاکم انقلاب، در مورد قاچاقچیان به متهم و وکیل او رونوشت داده نمی شود،  لیکن در جرایم عفافی ما اجازه می دهیم،  که شنیع ترین صحنه های پورنوگرافی در دادنامه ها منعکس و دست افراد قرار گیرد و  همان دست مایه وقت گذاری و انتقام جویی و تسویه حسابهای شخصی شود؟!!

از منظر آسیب شناسی اجتماعی، نتیجه کار ما برای فرزندان مجرم زن شلاق خورده،  که رای محکومیت مادر آنان در دستشان است و یا به گوششان می رسد، جز بدآموزی، حریم شکنی، عقده جویی چه می تواند باشد؟

به عقیده اینجانب استدلال قضات محترم شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی کافی به نظر نمی رسد.  استدلال آنان خلاصتاً بر این پایه استوار است که چون حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد واجد اهمیت و حرمت است بنابراین جامعه نبایستی از مجازات افراد هنجار شکن غفلت کند تا مرتکبین و نیز دیگران جرات ارتکاب چنین اعمالی را به خود ندهند .

هرچند استدلال مذکور ناظر به هدف عمومی مجازات ها  (جنبه پیشگیری و باز دارندگی آن) است و ادعای خلاف آن در بادی امر صحیح بنظر نمیرسد،  لیکن بایستی اذعان داشت در مطلبشان یک تناقض و تنافی به چشم می خورد.

با توجه به آنچه گفته شد،  آثار سوء  آشکار کردن فسق ها، زشت تر و بدتر از خود فسق است.  آیا واقعاً رابطه پنهانی و غیر شرعی دو نفر که جز افراد محدود از آن خبر ندارند، حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد جامعه را بیشتر تهدید می کند یا افشاگری و پرده دری این راز سر به مهر، که تمام افراد نزدیک به ماجرا و خانواده،  من جمله کودکان متهمین و اهالی محلی و شهر را از گناهی پنهانی مطلع می سازد.

مگر در دین، توبه از زیباترین و کارآمدترین تاسیس های اخلاقی نیست، شاید انابت در برابر گناهی پنهانی، تمام آثار دنیوی و اخروی گناه را بزداید، ولی در گناه افشا شده، چگونه می توان انتظار داشت که توبه اثر روشن و زودگذر  خود را در تمام جوانب بگذارد؟

بنده از متولیان فرهنگی و قضائی و اجتماعی مملکت، که درد جان سوز پخش روزافزون گناه و اثم  را در جامعه به روشنی احساس می کنند، می پرسم :  اعمال مجازات (زدن شلاق)  به افراد خاطی ، تا چه حد توانسته ویروس اپیدمی بی عفتی و گناه کاری را در جامعه ما از میان ببرد؟  با توجه به اینکه در اخلاق و شرع،  امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که رتبه اول آن تذکّر است، واقعاً از اینکه دختران جوان و نوجوان محصل و غیر آن اعم از متاهل و مجرد را با کشف اولین گناه، سابقه دار کنیم و با اعمال مجازات و از میان بردن ترس شان از حدید،  خیره ترشان سازیم و عملشان را عادی کنیم چکار کرده ایم؟

چگونه انتظار داریم با گسیل داشتن جوانان به زندان و بازداشت،  با توجه به آثار و تبعات سوء آن، حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد جامعه را محافظت کنیم؟

بی تردید،  تجربه نشان داده است ، که با جوانان بایستی با تسامح و تساهل برخورد کرد و  با زور و قهر به هیچ کس نمی توان اخلاق و عفت خورانید و تقوی را ملکه ذهنشان ساخت. برای مبارزه با رفتار و کنش خلاف این قبیل افراد خاطی،  به جای برخورد خشک پلیسی و قضائی بایستی از مدد کارهای اجتماعی و دینی و روان شناس مدد طلبیم و با فرهنگ سازی و مهیّا کردن خوراک روحی طاهر و پاک،  و جایگزین کردن آنها،  فسق و آلودگی را در سطح اجتماع از بین ببریم . باید ریشه  گناه و اثم را نشانه رویم .

ما با کدام منطق، به صرف کشف مكالمه تلفني میان دو نامحرم جوان یا نوجوان و یا قدم زدن آنان در پارك يا خيابان، و نشستن شان در دور میز یک رستوران یا کافی شاپ و یا به دست آوردن مكاتبه ای عاشقانه که متضمن اعلام علاقه یکی به دیگری است و حتی از این موضوع خانواده آنها خبر دارند و یا علقه مشترک دیگری مانند درس یا فعالیت اجتماعی و سیاسی پیوندشان داده است. جرم تراشی می نمائیم؟

کدام منطق و اصل و قاعده اجتماعی اجازه می دهد تا مامورین نیروی انتظامی که بایستی چشمشان در صدد شکار جرایم مشهودی نظیر سرقت، جیب بری، تخریب و ... باشد، به محض دیدن دختر و پسری جوان، آنان را بلافاصله بازداشت و به کلانتری دلالت نمایند و آنگاه با درمضیقه قراردادن پدر و مادران و خانواده هاشان، برای این جوانان - که تا آن زمان پایشان به پاسگاه و دادسرا باز نشده است-   پرونده مجرمانه گشایند و هرگاه قاضی نیز شدت و غلظت  داشته باشد، اینان سابقه دار و راهی بازداشت و زندان می نمایند .

لوفرض که احراز شود این صحبت کردن و راه رفتن ها و انبازی ها در خوردن، به قصد تلذذ و شهوترانی است، چرا باید طرف برخورد با آنها، به جای پاسبانان که همواره با مجرمین یقه بنفش سرو کار داشته و خود را مامور معذور می دانند که جلب و بازجویی و تحقیر کنند، افرادی فرهیخته و آگاه از جنس مشاور مذهبی و مدد کار اجتماعی و روان شناس نباشد،  که با دادن تذکر و نصیحت  آنها و خانواده هاشان؛ این قبیل افراد  را از عاقبت بد بی بند و باری و ولنگاری، بترسانند،

واقعیت این است ، که همه ما پدر و مادرها دغدغه مان ، حصول زندگی سالم و علمی پربار و شاداب توام با پاک دامنی بچه هایمان است، ولی در عین حال می دانیم که آنها از جنس ما نیستند و سلایق شان با ما متفاوت است. آنان به دلیل پیشرفت علوم و فنون و اطلاعات، ما را قبول ندارند و تاثیر گذاری دیگران از ما بر آنها بیشتر است.  در حالی که در غرب، ساده زیستن و ساده پوشی و تقدم کار و کسب دانش بر تفریح و وقت گذرانی ارجح است، متاسفانه غالب جوانان ما از علم و دانش و فن و آگاهی غربیان،  تنها رویه و پوسته اش (مد و موسیقی و آزادی های فردی اش که بعضاً با عفت عمومی و احکام  دینی ما تغایر دارد)را می بینند و تقلیدش می کنند .

بنا براین با توجه به آنچه گفتیم، بی تردید شیوه برخورد و مبارزه با چنین ناهنجاری ها، تند روی و سخت گیری نیست.  ما نیز به نوبه خود، وظیفه اخلاقی و دینی خود را به فراموشی سپرده ایم و به جای تسامح و آسان گیری ، سخت گیری و شدّت و به جای مهربانی و گذشت،  عناد و لجاجت و به جای چشم  پوشی و پرده پوشی، پرده دری و  افشاگری، به جای صبر و میانه روی، تعجیل و تندروی  و به جای تنبّه و تیقّظ آنان، تنبیه و شماتت را پیشه خود ساخته ایم . در حالیکه سراسر روایات رسیده به ما و  ادبیات مکتوب و شفاهی ما، خلاف این طریقت توصیه شده است و فرهنگ ملّی – مذهبی ما مشحون و مملو از درس گذشت و تواضع است.  ببیینم سعدی در بوستان چگونه انسانی داد سخن می دهد :

یکی بربطی در بغل داشت مست                به شب در سر پارسایی شکست

چو روز آمد آن نیکمرد سلیم                    بر سنگدل برد یک مشت سیم

که دوشینه معذور بودی و مست                 تو را و مرا بربط و سر شکست

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم               تو را به نخواهد شد الا به سیم

از این رو امید داریم، مدیران و مسئولین ما امام وار و سعدی گونه حفظ حریم خصوصی افراد و اخفا گناهان مردم را در دستور کار خود قرار دهند

 و کلام آخر  خود را با شعری از  ذوقی تونی شاعر ق 10 به نقل از مکتب وقوع  (تالیف شادروان احمد گلچین معانی ص 116) به پایان می بریم:

 انـدکـی پیش تـــو گفتـم غـم دل تـرسیــــدم

که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

                             ))))))))))))((((((((((((((

 یادآوری : در بیان احادیث و نقلیات فقهی مقاله در وهله اول از مقاله فاضلانه آقای مهدي مهريزي تحت عنوان  دولت ديني و حريم خصوصي (بازخواني فرمان هشت ماده اي امام خميني(ره)) از سایت اینترنتی " دبیرخانه مجلس خبرگان" بهره برده ایم و دیگر منبع ما احادیت جمع شده در مطلبی تحت عنوان آشكار نمودن گناه [تجاهر به فسق] از سایت کتابخانه الکترونیکی است 



نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/20 ساعت 12:49 | لينک ثابت |

تغییر به سبک اصول گرایان (در سه اپیزود)

اپیزود اوّل :

گوش شیطان کر، تا حالا بنده و خیلی های دیگر،  فکر می کردیم که اگر اخبار و گزارش های صدای امریکا وبی بی سی را گوش می کنیم و می بینیم،  خدای ناکرده مرتکب گناه کبیره شده و یا ضد انقلابیم ، پس این کار شنیع را باید پنهان کنیم،  تازه بعدش هم،  کلی عذاب وجدان داشتیم،  نکند بدون داشتن هیچ انگیزه ما هم  داخل در جریان کودتای خزنده نارنجی، نرم و نازک و لطیف و  نمی دانم چی .... شده ایم

اما وقتی چندی قبل، رئیس کمیته زنان و وزیر خانم آینده پیشنهادی آقای کروبی در جلسه پرسش و پاسخ بی بی سی، آنهم  در کنار ضد انقلاب های فراری چون  سازگارا و فرخ نگهدار و خطّ فاصله مسعود بهنود  دیدیم (آنهم بدون پوشش چادر معمول)  با خود گفتیم، انگاری اشتباه کرده ایم، ولی زود تپق  احمدی نژادی زدیم :   ..... شاید شیخ سفید و مهندس سیز اصلاحات، به انحراف رفته اند،  مگر نه اینکه چندی پیش کیهان نویسان،  ما را  ارشاد  و یادآوری کردند به اینکه یک روزنامه اصلاح طلب، با یک ضد انقلاب فراری طنزنویس خبیث ( که همان ابراهیم نبوی خودمان باشد)  مصاحبه کرده است و به قول شادروان ایرج میرزا باعث در بحر گناه تپیدن مردم و جهنّمیدن آنها شده است،  و دور از جان آنان،  طلحه الخیر بودند ولی اتوماتیک،  ماسط و قاکث و نارق  شده اند؟!!

ولی وقتی دیشب پس از مناظره کاندیداهای اصول گرا (احمدی نژاد و محسن رضائی) دیدم، ایرج رضائی از ستاد مرکزی مردمی کاوه (بخوانید : محسن رضائی) و آقای حسن الله ورودی نژآد (عضو ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد) با صدای امریکا (آقای چالنگی) و میهمانان ضد انقلابشان مصاحبه تلفنی کردند،  دیدیم دغدغه ما تا کنون بیخود بوده است.

اپیزود دوم :

موضوع جالب دیگر، پیشآمد این چند روزه است و آن عزم مردم به دیدن  برنامه های انتخاباتی صدا و سیما ج. ا. ا.  است که آن روی سکه، ندیدن تلویزیون های آن طرف آب می باشد.  تا کنون خیلی ها به علّت کانالیزه و جهت دار بودن خبرهای صدا و سیما-  که تنها شعور و انتخاب گردانندگان خود را به مخاطبینش تحمیل می کرد، قهر بودند، ولی  چند شب است در تب و تاب انتخابات، تا پایان فیلم های تبلیغاتی و صحبت ها و مناظره ها،  برابر تلویزیون وطنی نشسته و جنب نمی خورند.  شاید مهمترین دلیلش این است که صدا و سیما فرصتی فراهم آورده است تا لااقل صدای متفاوت و از نوع دیگر شهروندان نیز،  به گوش مردم رسد و همین که این رسانه ملی رفتار مجیزگو بودن جناح خاص ، یکسویه و کانالیزه شدن را به کناری گذارد، بسیاری از مردم تشویق می شوند که بی خیال ماهواره ها شوند.

چه خوب می شد همین شیوه صدا و سیما (هرچند خیلی ها هنوز هم در این باره حرف دارند)  پس از انتخابات نیز ادامه می یافت تا مردم می توانستند در صدا و سیما نیز صدای متفاوت و مخالف را بشنوند، تا بی نیاز از داشتن آنتن ماهواره باشند.  بنده نمی گویم  باید انعکاس و پژواک صداها در صدا و سیما شبیه صدای امریکا و بی بی سی باشد و هر مخالف و معاند بتواند در استودیو های آن حاضر و بعضاً علیه دولت و ملت صحبت نماید، ولی آیا بزرگان و دردمندانی از جناح اصلاح طلب نظیر آقایان رفسنجانی خاتمی و کروبی و میر حسین موسوی و .... که دلشان با این نظام است، نباید امکان این را داشته باشند که در صدا و سیما حرف بزنند و آقای ضرغامی وعده سر خرمنشان ندهد؟!!

اپیزود سوم:

هرچند بنده به محسن رضائی به خاطر سابقه رزمندگی و سرداریش در جنگ و اینکه وی، وقتی احساس کرد بایستی به خاطر مصالح نظام ، نظامیگری را رها کند و کت و شلواری شود،  ارادت دارم. ولی دیشب این ارادت، چند برابر شد. صداقت و نیّات خیرخواهانه و ناصحانه و همچنین تسلط وی به مباحث اقتصادی مطرح شده و شیوه برخورد و مناظره اش قابل تقدیر است.  شاید اگر وی به جای میر حسین موسوی،  آماج چنین حمله های ناجوانمردانه قرار می گرفت که به قول خودش به خاطر کرسی ریاست جمهوری،  افتخارات دولت هشت سال دفاع مقدس او که از آن امام "ره"، مردم و رزمندگان است، زیر سوال رود، و پرونده تحصیلی و عکس پرسنلی ناموسش روی میز مناظره قرار گیرد؛ او هم به جای استفاده از واژه   معمول و متعارف "دورغ" از "راست نمایی" استفاده نمی کرد.  ولی با وجود همین شیوه بلیغ وضع  و آوردن لفظ  مترادف،که حرفش را به اصطلاح طلبان نزدیک کرد، معرکه بود. در این مناظره آقای احمدی نژآد از همان طریق معمولش و  به قول میر حسین موسوی " کشیدن عکس مار" استفاده کرد،  ولی الحقّ و الانصاف سردار جنگ، توانست مانند یک رزمنده  وارد و سردار، از تک و پاتک های  شده، به نحو مطلوب استفاده کند،  کاش موسوی و کاندیدای دیگر اصلاح طلب نبودند تا به او رای می دادم .


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/19 ساعت 12:48 | لينک ثابت |

حدیث شاعر شدن آقای "احمدی نژاد"

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

نه هر که آئینه سازد سکندری داند

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

در روزنامه خراسان سه شنبه گذشته به نقل از شهاب خواندم: "همايش فرهنگيان حامي احمدي نژاد در استان تهران عصر يکشنبه در ورزشگاه شهداي هفتم تير با حضور محمود احمدي نژاد برگزار شد. در این مراسم؛ احمدي نژاد سخنان خود را با شعري که خودش سروده بود به پايان برد: 
ما از تبار رستم و فرهاد و آرشيم
در خرمن اهريمن همچون سياوشيم
در انتظار رويت آن مهر آخرين
همچون سپند در مسير آتشيم
 "

ابتدا با خود گفتم ، ما که بخیل نیستیم،  خدا را شکر طرفداران کاندیدای اصول گرای ریاست جمهوری به همه چیز ایشان افتخار می کردند و فقط شاعریش کم بود که آنهم پنداری از پندار  به فعل درآمده است و او هم در این وادی طبع خود را آزموده است. ولی بعد از خواندن شعر دیدم که نه بابا احمدی نژاد شاعرنیست!! هرچند به قول معروف همه ایرانی ها شاعرند مثلاً همین فدوی،  نیز گاه دور از جان شما، و رویم به دیوار،  مرتکب شعر گفتن می شود و برایش مهم نیست که دیگران بگویند معرست. شاید برای عامی ی چون حقیر، عار نباشد که در نزد ارباب ادب، "خوردهْ فکر"های خود را به زبان آورد یا نشر دهد.  ولی برای دوم شخص مملکت ، که در سر سودای مکرر شدن عرف سیاسی دو دوره پی درپی ریاست جمهوری را می پزد و کلی کَبْکَبه و دَبْدَبه و مشاوران عالی دارد،  بعید است که بخواهد با این دو بیت شعر زِِهوار دررفته در سلک شعرا در آید .

هرچند رویکرد 180 درجه ای آقایان البته مغتنم است چه تاکنون آنها با عناصر ملی و ایرانی سر ستیز داشته و برخی هنوز دارند و سیف فرغانی وار می گویند:

نزد عاشـــق گِــلِ این خـاک نمــازی نبـــود      که نجس کردۀ پرویز و قباد و کسری است

و دلشان برای کمک به اهالی غزه و جنوب لبنان و ونزولا و....  بیشتر از اهالی بی توقع این مملکت می سوزد ، ولی اشکال اینجاست، که آنقدر که نیز فکر می کنند با تاریخ و ادبیات این مرز و بوم آشنا نیستند.

اجازه بدهید تا هنوز ندای:  " هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین" سر نداده اند،  برای اثبات نظر خود و اینکه دو بیت شعر ایشان از طبع روان و عاطفه طبیعی زایش نشده است و بقول شعرا زورکی و سزارینی از عرصه عدم به پهنه وجود راه یافته است، دلایل خود را بشمارم:

1 – فرض بفرمائید "جانکاس"  مخترع ماشین تجسم ارواح و اجساد مردگان (قهرمان کتاب رستم در قرن بیست و دوم، تالیف صنعتی زاده کرمانی) اینجا بود  و روح و جسم رستم و آرش را در میان ما حاضر می کرد، آیا آندو خطاب به شاعر نمی گویند که ممکن نیست یکی از نوادگان ما، کاهش سهم 50 درصدی پارسیان را از دریای مازندران به کمی بیش از  یک دهم و  تحقیر کشورهای آن طرف آبش را -  که اتفاقاً حکم میهمان داشته و بنابر اصل باید خر صاحبخانه باشند -  تحمل کند و یا در سیاست های خارجی خود.... کند.

آیا نمی گویند خدا را خوش نمی آید که در عرصه داغ تبلیغات انتخابات، پازل استراتژی سیب زمینی خود را با بارگها (غیرتمندان)ی مثل ما تکمیل کنی که عقبه اش، آمدن چیپس رستم و آرش به  بازار مسلمین است.

و یا شاید بگویند به جای اینکه از ما به عنوان دست مایه تبلیغات انتخابات خرج کنی، بهتر بود، سراغ جومونگ و .... روی که صدا و سیمای ج. ا. ا.  و مجموعه هنرمندان مرتبط با آن، با عوام آشنا ترشان ساخته و مردمی تر از ما شده اند.

و با : " مرد حسابی!  چگونه قیاس به نفس می کنی و  اندام نحیف خود را با یال و کوپال ما تنظیر می کنی و بی مدرک ادعای نسب ما را داری؟

مگر در گلستان فرزند شیخ الرئیس ما،  نخوانده و باور نداری که : "نه هر که در مجادله چُست، در معامله دُرست.

بس قامت خوش که زیر چادر باشد              چون بــاز کنـــی مادر مــــادر باشد."

2 – مطمئناً منظور احمدی نژاد از "فرهاد"، یکی از پنج تن پادشاه اشکانی که جملگی پدرکُش و برادرکُش بوده اند،  نیست و احتمالاً مرادش همان سنگ تراشِ مادرمردۀ معاصرِ خسرو پرویز است که در ادبیات ما از عشق یکطرفه و بی فرجام او داستان ها گفته اند.

فرهاد اگر زنده بود، مطمئناً آه و ناله اش از زفیر خاک به سریر اعلی می رفت و  می گفت من بیچاره عاشقی صادق و سودازده بودم که بدون اینکه اهل سیاست و مردم و سربلندی کشور باشم،  کلی مفتگی کوه کندم  و  آخرش هم  "جوان ناکام" از دنیا رفتم. بنده کجا و آن پهلوانان و جنگوجویان سترگ : رستم و آرش کجا؟   اصلاً چرا عشق شیرین ما را سیاسی می کنی؟  مگر نمی دانی که من شش دانگ حواسم همیشه پیش دافم شیرین بود و شش دانگ حواس خانم، پیش خسرو  و  او هم به دنبال ریاست و مملکت داری.  آخر حال و روز ما کجا و فاتحان قلعه پیشرفت و تعالی اشاره شده در کلام حماسی شما کجا؟

و ادامه می داد چندی قبل نیز یکی از هنرمندان سینماتان،  انوری و قاآنی وار با غلّوی که رنگ تمجید و مدح داشت،  آقای عبداله جاسبی ( که آن طرف خط است ) را فرهنگی ترین مرد سرزمین ایران و فرهادِ کوه کنِ کوه حصارک، خوانده بود. خدا به سومیش رحم کند..

3 – هرگاه فروهر سیاوش حلول کند، گوید مسلمانان اگر سراغ اسطوره های ملی می آیید، اوّل خوب آنها را بشناسید. آزمایش و وَر ِاین مقتول،  زیر سر عاشق پیشگی و زلیخا صفتی سودابه و خشم کیکاوس، جفت او بود و نه اهریمنیِ آتش.  مگر نمی دانید که آتش به مانند ابراهیم "ع" بر من سرد شد .  کمی مطالعه کنید و با فرهنگ کهن خود بیشتر آشنا شوید. برعکس نظر شما،  پدرانتان سردی و تاریکی را  آفریده اهریمن و نحس و آتش را به خاطر نیروی اورمزدی اش،  مقدس و دور کننده دیوان و پریان و جادوگران و جانوران و اهریمن  از خانه ها می دانستند،  چنانکه در  فرگرد هجدهم وندیداد، بر برافروختن آتش مدام در شب برای جلوگیری از  هجوم و زیانکاری این عناصر تاکید شده است.

تازه احمدی نژاد عزیز!  کجای شما به من شبیه است در ادب فارسی من اسطوره مظلومیت، شهادت، بی گناهی و زیبایی هستم و ما بی شبیه ترین آدمهای دنیا به همیم .

4 – چه بسا حضرت مهدی موعد (عج) و روحی فداه، لب به گلایه گشاید که آقای احمدی نژآد شاید سکولارها و بی دینان مرا اسطوره خوانند،  ولی شما که شیعه جعفری اثنی عشری هستی و به انتظار معتقد ی و اینکه استمرار ولایت و امامت ما ملموس ترین و برحق ترین حقیقت جهان است،  چرا در هنگام سرودن شعر، دقت لازم را نکرده ای و از ما، در ردیف اسطوره ها - آنهم از نوعی ملّی اش - یاد کرده ای؟

5 – از گلایه ها که در گذریم،  واقعیت این است که شعر سروده شده، از نظر تکنیک و وزن و تصویر نیز مخدوش و غیر قابل قبول است:

چنانکه به لحاظ عروضی با تفطیع آن وزن هر یک از چهار مصرع به شرح زیر با هم فرق دارد:

1- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن               ما از تبار رستم و فرهاد و آرشيم
2-مفعول مفاعلن مفعول،  مفعول فاع          در خرمن اهريمن همچون سياوشيم 
3- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات              در انتظار رويت آن مهر آخرين 
4-  مفعول مفاعلن مفاعلات فا                همچون سپند در مسير آتشيم *

در طول تاریخ سیاسی ما در میان سیاستمداران، ادیب و سخندان کم نبوده اند و در صدر همه حضرت امام "ره" بود، که در طول حیات ادعای شعر و شاعری نداشت و تنها پس از عروج روح پاکش،  مردم متوجه شدند او سراینده غزل هایی ناب، عرفانی و شاعرانه ایی به تمام معنا مانند "من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم ...."  است .

در حالی که در اینجا واقعاً اطلاق شعر به آنچه احمدی نژاد گفته است، مشکل به نظر می رسد. به لحاظ منطق شعری،  در روی زمین،  مهر (خورشید) یکی است و اول و وسط و آخر ندارد و ظاهراً نزد گوینده، با ستارگان مشتبه شده است و همچنین  "در مسیر آتش بودن اسپند" بی معنی می نمایاند.

بگذریم ...

اصلاً به بنده چه مربوط که آقای احمدی نژآد شاعر شده است و به من چه که به نصیحت سعید قصاب کاشانی (معاصر صائب تبریزی – ق12) گوش نمی دهد که :

دندان چو در دهان نبود، خنده،  بد نماست       دکّـــــان بـــی متـــاع چرا واکنـــد کســــی

اصلاً  از قول ایشان به خود می گویم :

 "مرد حسابی مگه فضولی که به قول سعدی در پوستین مردم می افتی.... مگه تنت می خاره که ....

                               *******************

*  لازم به یاد آوری است در تقطیع شعر، از نظر شاعر و پژوهشگر خراسانی تقی خاوری بهره برده ایم.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/18 ساعت 18:59 | لينک ثابت |

کبر قاضی

 ولا تمش فی الارض مرحا انک لن تحرق الارض  و لن تبلغ الجبال طولا

هرگز در روی زمین به کبر و ناز راه مرو که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید   (قرآن کریم - سوره اسری  آیه 36)

 

مبین حقیر ، گدایان عشق را کاین قوم

شهـــان بی کمر و خسروان بی کلهنـد   (حافظ)

 

 

روزی برای دیدن یکی از دوستان قاضی به دادگاه تجدید نظر استان، رفتم، مستشاری تازه، به جمع اعضای دادگاه پیوسته بود، که تا آنزمان افتخار آشنایی با او را نداشتم. رئیس دادگاه به هنگام معرفی اینجانب غلو کرده و گفت: " فلانی اهل شعر و موسیقی است و بلانسبت شما ساز می زند."  مستشار جدید با خواندن حدیثی که در خاطرم نمانده است، گفت جای این آقا در ته  دوزخ است.

بلافاصله جواب دادم آقا اسلام دین رأفت و رحمت است و خداوند مهربانترین و با گذشت ترین موجود نسبت به ما آدمیان است

به قول برخی مفسرین که در تفسیر آیه :

                      ***(( بسم الله الرحمن الرحیم ))***

گفته اند: "رحمان" رحمت عام خداوندی است  و همه افراد اعم از صالح و طالح٬ عابد و فاسق٬ گناهکار و بيگناه را در بر می گیرد * و "رحیم"  رحمت خاصّ باری تعالی ویژه مؤمنان است، * از این رو امثال بنده به همین صفت "الرحمن" نیز دل خوش و امید داریم

انبیـــــا گفتنــد نومیـــدی بـــــــدست

فضل و رحمت های باری بی حدست

از چنین محســـــن نشایــد ناامیــــــد

دست در فتــــــراک این رحمت زنیـــد  (مولوی)

و ادامه دادم که : به هر حال بنده در روز جزا با شاکیِ واحدِ خود، یک جوری کنار می آیم.  ولی شما باید از عاقبت خود بترسید که اگر در پای میزان،  شکات شما را صدا زنند، از اینجا تا شاندیز (یکی از ییلاق های تفریحی مشهد، که اکنون شهری شده است) دهها صف طولانی می بندند و خودتان مستحضرید که خداوند دخالت در حق الناس را نیز بر نمی تابد،  لذا تصدیق فرمائید که کدام یک از ما دو، باید در ته سقر،  سقّزِ آتشین بجویم؟

پس از آن در حالی که این بیت صائب تبریزی را در زیر لب زمزمه می کردم، از آنها جدا شدم :

پوچ شــــد، از دعوی بیهوده، مغز خودفـروش

آب را کف می کند دیگی که ننشیند ز جوش

                        (((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))

* برخی مفسرین  می گویند: رحمان" به واسطه صیغه مبالغه بودن که بر فزونی و وسعت دلالت دارد، رحمت عام خداوندی است  و همه افراد اعم از گناهکار و بيگناه را در بر می گیرد  و "رحیم"  به دلیل صفت مشبهه بودن که بر استمرار و دوام دلالت دارد، رحمت خاصّ باری تعالی ویژه مؤمنان است.

هرگاه در دعای عرفانی کمیل می خوانیم : " برحمتک التی  وسعت کل شیء"  آن ناظر بر همین معنی است که به نوبه خود بازگوی کلام حضرت احدیت (جلّ) در سوره اعراف آیه 56 است: " و رحمت وسعت کل شیء "


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/17 ساعت 9:59 | لينک ثابت |

دو شعر تازه دیگر از دبیری جوان

                                                   

 

 

 

دو شعر تازه دیگر از دبیری جوان

     

          برای دوست دیر بدست آمده ام محمد مهدی حسنی

      

 

             دست بردی، میان انبانم

             گُر گرفتی ز آتش جانم

            خون دل می زند همی بیرون

            از لب و از دهان و دندانم

            آب دریا نمی کند خاموش

             دل آتش گر  هراسانم

             سدّ صبرم اگر شود لبریز

             برقم و رعد،  باد و طوفانم

              تو بیا تا به تو بگویم من

              درد من از تو است و درمانم

                              دبیری جوان - 29/2/88

 


 

 

آسمان با تو باز آبی شد

                   آفتاب مهر تو،  تابید.

سرخ شد غنچه های بوسه ی تو

سبز شد خنده بر لبان عشق

پر ستاره شد و شب و ماه

   سر نهاد و روی سینه ات خوابید   

                                 دبیری جوان -  16/10/ 87

 


 تصویر(کار سهراب سپهری) برگرفته از : فراسوی نیک و بد


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/13 ساعت 13:26 | لينک ثابت |

واکاوی موضوع انتخابات در خطبه این هفته نماز جمعه مشهد

واکاوی موضوع انتخابات در خطبه نماز جمعه هفته گذشته مشهد*

نوشته محمد مهدی حسنی  

مقام رهبري درسخنان خود در شهر مشهد فرمودند كه رهبري يك راي دارد و كسي از آن مطلع نيست. امامان جمعه از سوی ایشان منصوب می شوند و همانگونه که شیوه جاری و به روال ایشان و امام "ره" بوده،  لاجرم به پیروی از آن دو بزرگوار بایستی در هنگام انتخابات سعی خود را در تشویق حضور مردم مصروف دارند و  از هرگونه موضع گیری له یا علیه کاندیداها و همچنین دخالت در جناح بندی های سیاسی خودداری کنند و در همه حال موضع عدالت و بیطرفی اتخاذ کنند وحتی جای خواندم که این موضوع در قالب تكاليف سلبي به آنان طی بخشنامه اي تذكر داده شده است.  در غیر اینصورت از تریبون نماز جمعه استفاده نا صحیح و بی جا شده است.

در نماز جمعه گذشته مشهد (مورّخ 8/3/88 ) امام جمعه با تخطی از اصل پیش گفته و خروج از بیطرفی مشخصاً به کاندیداهای اصلاح طلب تاخته است. اینجانب در صدد این نیستم  که صحت و سقم اخبار واصله به ایشان را بررسی نمایم.  به هر حال اعضای ستاد نامزدهای ریاست جمهوری کثیرند و در عین حال انسانند و انسان جایز الخطاست...،  از این رو امکان پیشآمد اشتباه از ناحیه آنان و لزوم تذکر و امر به معروف و نهی از منکرشان از سوی مقامات معنوی و مدیران فرهنگی و اخلاقی جامعه ضروری بنظر میرسد با توجه به مراتب امر به معروف و نحوه عمل که مورد تاکید علمای اخلاق است اولین شرط امر به معروف دادن تذکر پنهانی به عامل منکرست در غیر اینصورت شائبه خیرخواهی نداشتن آمر و ناهی و در بحث ما، موضع گیری سیاسی و جناحی تقویت می شود. امام جمعه مشهد در اظهارات خود گفته است: ".... امروزه متاسفانه دختران پارچه سبز به دست پسران می بندند و پسران هم این عمل را برای دختران انجام می دهند و معلوم نیست با این فساد چه کاری را می خواهند از پیش ببرند...."

با توجه به اینکه همگان می دانند که درمیان چهار نامزد ریاست جمهوری؛  رنگ سبز،  نماد مشخص ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی است،   بلاشک هر شنونده و خوانند ه ای می داند که منظور امام جمعه مشهد از جریان های سیاسی که از پول تصویب شده کنگره امریکا برای اجرای دمکراسی در ایران بهره می برند، جریان سیاسی موسوم به اصلاح طلب است .

و فرض درستی این برداشت،  زمانی تقویت می شود که می بینیم ایشان بلافاصله باز سراغ  کاندیدا های اصلاح طلب می رود و می گوید: "... وظیفه عمده رئیس جمهور در این مملکت پاسداری و اجرای قانون اساسی است و کسی که قرار است در مقابل قرآن و نمایندگان مردم سوگند یاد کند که حافظ و نگهبان قانون اساسی بوده و دقیقاً آن را اجرا کند چطور خود قانون اساسی را قبول ندارد و می گوید باید تغییر کند بنده با فلان اصل مخالفم ، این فرد چطور می خواهد قسم بخورد و نگهبان قانون اساسی باشد..."

به روشنی معلوم است که از میان چهار کاندیدا، کسانی که مشخصاً به این موضوع پرداخته اند: یکی  مهدی کروبی است که در سومین بیانیه انتخاباتی خود موضوعاتی نظیر  افزایش اختیارات شوراها ی شهری و استانی، تغییر در اصل 44، افزایش برخی ایده‌ها و حقوق و تصریح آنها از جمله در زمینه محیط‌زیست و برخی تداخل اختیارات و نیز لغو انحصارات مختلف از جمله انحصار رسانه‌ای را از زمره مواردی دانسته است که می‌توان برای اصلاح قانون اساسی پیشنهاد کرد و همچنین دیگری مبرحسین موسوی است که در دیدار  چندی قبل خود با فرهنگیان  با بيان اينكه مي‌توان برخي از اصول قانون اساسي را تغيير داد، گفته است: " ... اين موضوع سابقه هم دارد؛ چرا كه سال 68، ده موردي كه امام‌خميني (ره) اشاره كرده بودند و مجلس بازنگري قانون اساسي به آن توجه كرد،‌ تحولات نسبتاَ عميقي ايجاد كرد" .
همگان میدانند، موضوع حافظ و نگهبان قانون اساسی بودن و اجرای دقیق آن یک مقوله است و وحی منزل ندانستن قانون مزبور و انتقاد به آن و تاکید بر لزوم اصلاح و بازنگری بعض اصول قانون اساسی ج. ا. ا.  مقوله دیگریست و به اصطلاح منطقیون این دو  مانعه الجمع نیستند.

زیرا رئیس جمهور و نیز هر مجری قانون دیگرمن جمله وکلا و قضات،  همگی خود را در عمل ملزم می دانند تا زمانی که قانونی نسخ یا اصلاح نشده است، آن  را لازم الاجرا و لازم الاتباع دانسته و اجرا کنند، لیکن همانها حق نقد کردن قوانین موجود هر ( چند قانون مادر مراد باشد)  و انتقاد به قانون و پیشنهاد اصلاح آن را در مرحله نظر و قوه امری پسندیده و بلااشکال می دانند، بنابراین خلط این دو مقوله،  نوعی قیاس مع الفارق است و صحیح به نظر نمی رسد.

از سوی دیگر شور و شوق و حال و هوای خاص انتخابات که منجر به مشارکت تمام اقشار جامعه در معرفی کاندیداهای مورد علاقه خود و تشویق همگان به شرکت در انتخابات می شود امری است که مورد تائید تمام مقامات سیاسی و اجتماعی کشور است  و در این میانه نقش جوانان و حضورشان در ستادهای انتخاباتی بیش از سایر گروههای سنی جامعه،  به چشم می خورد .

با توجه به حجم افراد دخیل در این موضوع،  لوفرض که یک یا چند صحنه زشت نیز به چشم آید، بزرگ نمایی کردن این موضوع و تعمیم آن  به همه علاقمندان و فعالان این ستادها و نیز خود کاندیدا ها، زیبنده مقامات سیاسی- اخلاقی نظام نمی باشد و بر فرض وقوع چنین تخلفات و رفتارهای خلاف هنجار اجتماعی و دینی،  می توان به دادن تذکر در خفا بسنده کرد و متخلفین را به مقامات قضایی معرفی کرد، بدون اینکه آن، پیراهن ع.. شود.

به هر حال به اینجانب حق بدهید، از خواندن مطلب انتقاد امام جمعه مشهد از شیوه تبلیغاتی برخی از ستادهای کاندیداها در روزنامه خراسان شنبه جاری (صفحه 2 ویژه استان) چنین برداشت نمایم که ایشان تخلف موردی و محدود یک یا چند نفر را دست آویزی قرار داده اند تا دو کاندیدای اصلاح طلب کشور را محکوم فرمایند که بلاشک روی دیگر سکه،  حمایت صریح از جریان اصول گرا و کاندیداهای این جناح سیاسی کشور است .

ان شاالله که اشتباه کرده باشم؟!!


* این نوشته در هفته نامه اترک شماره ۱۴۲ - ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ نیز انتشار یافته است


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در 88/03/11 ساعت 18:16 | لينک ثابت |

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)
داستان کوتاه طنز

درباره ي ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پيوند هاي روزانه

آرشيو

پيوند هاي وبلاگ

گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
منيران - راهنمای وب ایران
1000 سایت
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
سایت دکتر اسدالله حبیب
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرين پست ها

شنا در دریا و تظاهر به روزه خواری
نقشه ی ایران (شعر)
فلسفه نام گذاری گل پسر(داستان و خاطره طنز)
گذر عمر در سه اپیزود (شعر)
دانلود رایگان قوانین و مقررات
مباحثی از حقوق ثبت 5 - مقررات ثبتی حاکم بر اراضی موات
تصویر طنز 27– باد آورده
پنج داستان کوتاه طنز (فابل) از جمیز تربر
حسرت - غزلی تازه از نجوا
دیوان بلخ 3 - کنکاش ضرب المثل
دیوان بلخ 2 - تعزیه دیوان بلخ
دیوان بلخ 1 - زندگی نامه محمد علی افراشته
امید کُشی
هجرانی ها (یازده دوبیتی منتشر نشده از دبیری جوان)
تقدیس وکالت
نگاهی به شرح های فارسی شهاب الاخبار
وقتی حق دفاع رنگ می بازد
پرسش و پاسخ حقوقي 43 - دستور تخلیه محل تجاری
واژگان بازنده
تصویر طنز 26 – خوش رقصی
زهد ریا و می سارا
پائیز در بهار
نظرسنجی برای تغییر نام خلیج فارس؟!!
کنکاش رابطه مالی وکلای دادگستری با موکلین
کاریکاتور حقوقی 25 – خالی کردن خانه
داستان یک مکتوبه (ایمیل)
نکوداشت استاد محمد قهرمان
مرثیه ای برای خوبی
داستان طنز - دستگیری حضرت فیل
مصرع رنگین و ترکیبات مشابه آن در ادب فارسی

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کليه ي حقوق مادي و معنوي وبلاگ dad-hassani محفوظ مي باشد.
طراحي شده توسط ياس تم

Free counter and web stats