| هنر خط ایرانی – به بهانه زایش وبلاگ "ابراهیمی خطاط"
"بدان که خط در اصطلاح ریاضیین عبارت از چیزی است که قبول انقسام از عرض و عمق ننماید و نزد نویسندگان اطلاق برشئی شود که از اتصال نقاطی چند حاصل گردد که چون به مکتب اندر آید، مبین حروف تهجی باشد و معبّر لغات هر قوم آید. پوشیده نماند که اهل خبر چنین آورده اند که نخستین کس که وضع خط فرمود، جناب ادریس علی نبینا و آله و علیه السلام بود..." (لسان الملک) *1

در بیان اهمیت خط و خطاطی، همین بس که گویند، هندوها همواره جمله تحسین آمیزی را در آغاز هر کتاب خود می نویسند : "درود برکسی که خط را اختراع کرد."*2
محققین ریشه و خط امروزی فارسی را خط کوفی (عربی) می دانند که با ورود اسلام به ایران رواج یافت و خط پهلوی را که بیش از آن رایج بود، از میان برد. خط کوفی کم کم نقطه دارشد و به مرور و در طی قرون متمادی در نتیجه تصرفات و تغییرات موثر هنرمندان ایرانی به نسخ و تعلیق و نسخ تعلیق و شکسته و ... تبدیل و پیشرفت نمود و به این ترتیب شیوه کتابت فارسی از عربی ممتاز گردید. این دخل و تصرف ها، میدان وسیعی را جهت هنرنمایی خوش نویسان این دیار فراهم آورد. زیرا خط ایرانی علاوه بر اینکه وسیله انتقال معانی و نشرعلوم گردید، با تلاش و ممارست هنرمندان خطاط ایرانی از جنبه تفهیم و تفاهم، قدمی فراتر نهاد و جلوه های ویژه وخاصی یافت، به طوری که با گذشت سالها، خود را در سلک یکی از هنرهای دیداری و فنون مستظرفه جای داد و از این رهگذر با طرز فکر و اندیشه اقوام ایرانی آمیخت که نتیجه آن ایجاد یک نوع بستگی معنوی و اتحاد ملی ایرانی شد و پیوسته سیر تکامل و تطور را در زیبائی و شیوایی پیمود، تا اینکه در حدود قرن دهم به حد اعلای کمال خود رسید و این هنر همگام با سایر هنرهای ایرانی از پس پرده قرون، ضمن القاء و انتقال حس هنرمندان کشورمان، علوم را نسل به نسل منتقل کرد و ادبیات فارسی را زنده و بالنده نگه داشت. امّا دریغ که در این روزگار با وجود اینکه نستعلیق و شکسته در شمار یکی از زیباترین و کاملترین خطوط فونتیک دنیا و واجد ارزش معنوی یک هنر عالی است، ولی بر اثر ماشینی شدن کارها راه افول و انحطاط را می پیماید و به همین دلیل، نفس وجود تشکیلاتی مانند انجمن خوش نویسان و تلاش خطاطانی مانند استاد همشهری مان "ابراهیمی" مغتنم است.* 3
وی (استاد محمد تقي ابراهيمي نيا ) و یا به تأسی از نام وبلاگ و نقل خودش :"ابراهیمی خطاط " ، یکی از خوش نویسان دیار ماست و استاد ممتاز و مدرّس خط و عضو انجمن خوشنویسان و در عین حال کارشناس حقوق قضایی است و چندیست از معلمی آموزش و پرورش باز نشسته شده است.
آخرین دیدار من با او در منزل استاد محمد قهرمان، با حضور استاد شفیعی کدکنی و اکابر شعر امروز خراسان بود. شاید خاموشی و تواضع او بارزترین صفات اخلاقی او باشد در حالیکه او دارای هنر اصلی و والای غمزه با قلم است
خطّی به هزار غمزه غماز در صفحه نهفته چون بود راز *4
وقتی بزرگی چون افضلی دوست مشترکمان با شعر زیبای زیر احوال او و هنرش را چنین توصیف کرده و ستوده است، این قلم ناتوان، عاجز از آوردن خرده اندیشه های خود در باره اوست:
نظم : چون سخن در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست و هم کاغذ درید*5
و امّا سروده افضلی در باره ابراهیمی بدین نمط است:
خـــط مي نويســـي، روي غـــم پـا مـي گذاري غم را به قلبِ نقطه ها جـــا مي گذاري
د ركـوچــه و پسـكــوچــه ي تالار هستــــــــي آويــزه ها از نقــــش زيبـــــا مي گـذاري
هر تابلــــو، رنگيــن كمــــانِ آرزويــــــي است در پيشِ چشمِ اهلِ دنيــــــا مي گذاري
هــر واژه اي را مي نــويســـي، پلـــــه پلــــه گامي به بامِ عشق، بـــــالا مي گذاري
در گوشة شب هـــاي خلـــــوت، باقلــم نـي پـا سـوي آن پنهـانِ پيـــــدا مي گذاري
بـا قـــــايقــي از ني قلـــــم، در بحــــــر واژه اوقــاتِ عمــرت را به دریـــــا مي گذاري
چينـت ز زلــف و نقطـــه ات از خالِ يار است چون نقطـه بر خط چليپــــــا مي گذاري
تـــو خالـــق زيبايـــي از وصـــل حـــروفـــــي وقتــي كنــار هــم الفبــــــــا مي گذاري
دانــــد به خوبــــي خامه ات ناحق و حـق را اصل قضــاوت را بـــه فــــــردا مي گذاري
چون كه خدا بر اين قلم سوگند خورده ست لرزد به خود، وقتي كه بي جا مي گذاري
اینک مطلع شدم که او نیز به دنیای مجازی آمده است و سنگ بنای وبلاگ "ابراهیمی خطاط" را دراین عرصه بنا نهاده است. تا نمونه های خط خود و نوشته و شعر و عکس و نقاشی های دلخواهش را به ما بنمایاند
اجازه می خواهم به زبان استاد شیرین سخن فارسی " ایرج میرزا" از سوی دوستان مجازی به او خیرمقدم گفته و آن را با گله همراه کنم :
وه چه خوب آمـدی صفــا کـردی چه عجب شد که یاد ما کردی
ای بســا آرزوت می کـــــــــردم خوب شــد آمــــدی صفا کردی
آفتـــاب از کـــدام سمت دمیـــد که تــو امــــروز یـــاد ما کردی
از چه دستی سحر بلند شــــدی کـــه تفقّــــد بــــه بینوا کردی*6
و اکنون که قرارست ابراهیمی هم با صفحه کلید رایانه اش تایپ کند و هم از هنر خود بهره برد، می باید انوری وار گوید:
من هر کجا که باشم بی کارَ کی نباشم
یا چیزکی نویسم یا چیزکی تراشم 0(فرهنگ رشیدی)
و در پایان و برای تشویق سایرین به آمدن به دنیای مجازی اینترنت، سروده میرزا صائب تبریزی را لااقل در مورد به راه آمدگان این چند وقت یادآوری می کنم که :
صحبت غنیمت است بهم چون رسیده ایم
تا کی دگــر بهم رســد این تخته پاره هــا*7
((((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))
1 - تذکره خوش نویسان، هدایت الله لسان الملک، تهران، انتشارات یساولی (فرهنگسرا)،ص3
2 - به نقل از تاریخ مختصر خط و سیر خوشنویسی در ایران، تحقیق و نگارش علی راهجیری ، تهران، کتابخانه مرکزی، 1345 - ص 10
3 - رجوع شود به تاریخ مختصر خط و سیر خوشنویسی در ایران، علی راهجیری و نیز گلستان هنر، تالیف قاضی میر احمد منشی قمی، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، 1352 و همچنین مقاله محققانه شادروان دکتر محمد جعفر محجوب منتشره در مجله هفت هنر شماره 3 .
4 - اصل شعر از نظامی و چنین است:
چشمی به هزار غمزه غماز در پرده نهفته چون بود راز
5 - بیت بالا که مثل سائره شده است، از حضرت مولانا (مثنوی معنوی) است که ظاهراً مضمونش را از خاقانی شروانی و از بیت زیر وام گرفته است:
قصه ها می نوشت خاقانی قلم اینجا رسید سر بشکست
و مطلع غزل چنین است: "رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست"
(ر. ج. دیوان خاقانی شروانی ، بتصحیح دکتر ضیاء الدین سجادی ، کتابفروشی زوار ، 1357 ، تهران - ص 558)
6 - کتاب تحقیق در احوال و آثار و افکار و اشعار ایرج میرزا و خاندان و نیاکان او، به اهتمام دکتر محمد جعفر محجوب، تهران، نشر اندیشه، چاپ سوم – 1353 – ص 204 .
7 - کلیات صائب تبریزی، به اهتمام بیژن ترقی، کتابفروشی خیام، سال 1336، تهران - ص 130. نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در سه شنبه 6 مرداد1388 ساعت | لینک ثابت |
|